حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به دو هدف دشمن در جنگ نرم مبنی بر قطع زنجیره تواصی به حق و صبر در جامعه و نیز وارونه نشان دادن حقایق، تصریح فرمودند: افسران جنگ نرم، یعنی جوانان نباید اجازه دهند چنین اتفاقی رخ دهد.
حضرت آیتالله خامنهای در این سخنرانی كه از حسابهای سایت رهبر انقلاب، شبكه خبر، شبكه یك سیما و رادیو ایران و رادیو معارف به صورت زنده پخش شد با اشاره به دو هدف دشمن در جنگ نرم مبنی بر قطع زنجیره تواصی به حق و صبر در جامعه و نیز وارونه نشان دادن حقایق، تصریح فرمودند: افسران جنگ نرم، یعنی جوانان نباید اجازه دهند چنین اتفاقی رخ دهد و باید توصیه با ایستادگی كنند؛ توصیه به خسته نشده و تنبلی نكردن.
محورهای بیانات رهبر معظم انقلاب به مناسبت سالروز عید مبعث پیامبر اكرم (ص) به شرح زیر است:
* تبریك عرض میكنم عید سعید و بزرگ مبعث را به همه ملت ایران و امت اسلامی و آزادگان عالم. عید مبعث عید همه عدالتخواهان جهان است و عید هشدار به امت اسلامی است.
* در مبعث در چنین روزی قلب مقدس پیامبر اعظم(ص) مخزن گرانبهاترین امانت الهی شد یعنی وحی الهی شد و سنگینترین مسئولیت عالم وجود، بر دوشهای پر توان آن بزرگوار نهاده شد كه مسئولیت هدایت بشر تا آخر عالم است.
* البته این بعثت، هدیه بزرگی هم بود به همه بشریت. بعثت به معنای برانگیختگی است. یعنی برانگیختگی انسان برگزیده پروردگار كه رسول الهی است و این برانگیختگی همراه میشود با اتصال او به منبع لایزال علم و قدرت الهی. بعد در مرحله بعد این برانگیختگیِ شخص پیغمبر به برانگیختگی مجموعههای بشری منتهی خواهد شد. یعنی پیغمبر اكرم و رسول الهی در هر دورهای بعد كه مبعوث میشود، مجموعههای انسان را به راه میاندازد و حركت میدهد بهسمت راهی نو و به نیكبختی بشر.
* همه پیامبران در بعثتشان اهداف الهی وجود داشته كه طبعاً هدف خود پیامبر هم به تبعیت از هدف خدا خواهد بود. در رأس همه این هدفها توحید است.
* توحید هم میدانید فقط بهمعنای این نیست كه انسان در ذهن خود عقیده پیدا كند كه خدا یكی است و دو نیست. این هم هست ولی توحید معنای مهمی است كه این بهمعنای حاكمیت الهی است. حاكمیت مطلق پروردگار در عالم تشریع و تكوین.
* توحید یعنی امر الهی نافذ دانسته شود در همه حوادث وجود و هم در عالم تشریع همه این حوادث و حالات ناشی از قدرت واحد پروردگار است. خب این هدف اصلی است. هدفهای دیگری هم وجود دارد؛ تزكیه بشر یعنی پالایش روحی انسانها از آلودگیها و پیرایههایی پستكننده و انحطاط آور.
* تعلیم انسانها، استقرار عدالت، جامعه بشری با عدالت اداره میشود. اینها جزو اهداف مهم بعثت پیغمبران است.
* حیات طیبه؛ حیات طیبه به معنای رشد و شكوفایی عقل و علم بشر از سویی و آرامش روحی بشر، آسایش مادی بشر، امنیت محیط زندگی بشر و رفاه و شادكامی بشر و بالاتر از همه اینها تكامل معنوی و عروج روحی انسان. اینها اهداف بعثت پیامبران است.
* البته در اینجا مورد بحث، غالبان پیامبران بزرگ الهی هستند. پیامبران دیگری هم بودند كه گسیل میشدند به مناطق مختلف عالم.
* این هدفهای دشوار چطور بهدست میآید؟ اولاً احتیاج دارد به یك برنامهریزی گسترده برای مناسبات اجتماعی. یعنی اگر نبی حق در هر دورهای بخواهد این اهداف را تحقق بخشد ناچار بایستی به تناسب این اهداف مناسبات اجتماعی تعیین كنند.
* مطلب دوم قدرت سیاسی است. یعنی این مناسبات را یك انسان منزوی كه صرفاً مردم را نصیحت میكند كه نمیتواند بوجود بیاورد. قدرت نیاز است. پس نظام سیاسی بوجود میآید. هدف این است. حالا اینكه كدام پیغمبر توفیق این كار را پیدا كرد و كدام پیدا نكرد بحث دیگری است، لكن هدف این بود كه چنین نظامی ایجاد كنند. در این نظام سیاسی، آیین حكمرانی از كتاب خدا گرفته میشود.
* آن چیزی كه منبع و منشأ حكمرانی است و برنامههای حكمرانی از آن گرفته میشود عبارت است از كتاب الهی. این اصول و اساس در آن است. همه برنامههای بشری در چارچوب این اصول باید باشد.
* لكن این دستور حكمرانی را چه كسی باید عمل كند. بدون وجود یك مدیریت و فرماندهی كه اجرایی نمیشود. این مدیریت و راهبری اساسی مربوط به شخص پیغمبر است. همه پیغمبران مدیران و فرماندهانی هستند كه بایستی حكمرانی دینی و الهی در جامعه كه محصول بعثت پیغمبران است و با كتاب الهی ارائه میشود تحقق ببخشند.
* البته این فرماندهی و راهبری یكجور نیست؛ در برخی موارد خود پیغمبر؛ شخص شخیص پیغمبر متكفل این فرماندهی است مثل حضرت داوود و پیمغبر گرامی اسلام كه خودشان در رأس قرار گرفتند. لكن در مواردی پیغمبر فردی را حاكم میكند.
* در قرآن آمده كه مردم كه زیر فشار بودند به پیغمبری رجوع كردند و گفتند فرماندهی را برای ما انتخاب كن و طالوت فرمانده شد. پس پیغمبر در اینجا گرداننده اصلی است لكن اجرای كار به دست كسی دیگری غیر از پیغمبر است مثل طالوت. یك وقتی دیگر اینجور است كه پیغمبر كسی را معین نمیكند بلكه خود او دارای موقعیتی است كه امر او در حكومت نافذ است مثل حضرت یوسف.
* پس بعثت بهمعنای برانگیختگی پیغمبر است كه با ارسال كتاب الهی و دستور حكمرانی الهی به پیغمبر نازل میشود و با این همراه است و مفاد این حكمرانی را رسول الهی اعمال و اجرا و راهبری میكند به شكلهای مختلفی كه عرض كردیم و شاید شكلهای دیگری باشد كه ما در قرآن اثری از آن نمیبینیم، اما ما از همه آنچه كه در تاریخ گذشته است مطلع نیستیم.
* بنابراین دین با این نگاه گسترده، وقتی نگاه میكنیم عبارت است از مدیر مجموعه زندگی انسان. یعنی برنامه جامع نه برنامه شخصی و صرفاً عبادی و فردی انسان كه برخی فكر میكنند دین مربوط به مسائل شخصی است و سایر مسائل از حوزه دین خارج است.
* طبعاً دین با این نگاه جامع مورد دشمنی هم قرار میگیرد. اشرار عالم با دین جامع مخالفت كردهاند. یا به این صورت كه سعی كنند فرو بكاهند این منطقه عظیم را به مسائل شخصی یا اینكه علناً در مقابل دین بایستند.
- وقتی بعثت نبی اتفاق میافتد و نبی مبعوث میشود و سازوكار اجرای حكم الهی مطرح میشود مستكبران و مفسدان و اخلالگران زندگی بشر با او مخالفت میكنند. ظالمین مخالفت میكنند چون این ضد تسلط ناحق بر آحاد بشر است. اشرار عالم طبعاً در مقابل پیغمبر میایستند.
* امروز هم مشاهده میكنید كه در تبلیغات دشمنان از چیزی به نام اسلام سیاسی نام آورده میشد. اسلام سیاسی همین است كه در نظام اسلامی ایران تحقق پیدا كرده است. اسلام سیاسی یعنی اسلامی كه با تشكیل حكومت، دستگاههای اقتصادی و ... بودجود میآورد و هویتی را برای یك ملت ایجاد میكند. بنابراین تعریف قرآن از دین چنین چیزی است؛ این را نمیشود فروكاست به كارهای كوچك و اعمال عبادی محض.
* بنابراین بعثت حركت عظیمی است كه برنامه جامع و نجاتبخش بشر را در اختیار انسانها میگذارد و آنها را آماده میكند برای حركتی بزرگ. البته اینطور نیست كه برانگیختی پیغمبر و راهبری او، مردم را از تحرك در میدان بركنار كند. اینطور نیست. برانگیختگی پیامبر به برانگیختگی انسانها منتهی میشود و جامعه و انسانها حركت میكنند.
* اما راجع به مسائل انقلاب؛ انقلاب عظیم اسلامی در ایران مضمون بعثت را در دوره معاصر تجدید كرد. یعنی خداوند متعال به امام بزرگوار ما این توفیق را داد كه خط مستمر بعثت نبوی را در این دوران با ابتكار و شجاعت و اندیشه بلند خود و با فداكاری خود پررنگ و نمایان كند. این همان خط بعثت است كه خب در طول زمان كمرنگ بود؛ امام بزرگوار توانست آن را پررنگ كند و جامعیت اسلام را در عمل نشان دهد و ابعاد اجتماعی و سیاسی دین را كه به فراموشی سپرده شده بود احیاء كرد.
* خب این انقلاب به پیروی از بعثت نبوی، بر ضد ظلم و استبداد و استكبار بود. طرفدار مظلومان بود؛ از هر آیین و دینی. طرفدار محرومان و مستضعفان بود از هر ملت و دین و مسلكی و در همه حال این انقلاب عموم بشریت را به صراط مستقیم اسلام دعوت كرد و این حركت اساسی انقلاب این است.
* خب وقتی این انقلاب تشكیل شد و نظامی را بر این اساس بوجود آورد كه جمهوری اسلامی است، همان حادثهای كه برای پیغمبران رخ داد مشاهده شد، یعنی اشرار عالم و مجرمین عالم در مقابل این انقلاب صف كشیدند.
* این البته خلاف انتظار ما هم نبود. از ابتدا هم توقع نداشتیم با انقلاب سازگاری نشان دهند. از اول هم مشخص بود كه مقابله میكنند. معلوم بود امثال آمریكا و شوروی آن روز با چنین انقلابی مقابله میكنند.
* این مقابله قطعاً وجود دارد، منتها در این قضیه مثل همه جا تحریف و دروغگویی را رایج كردند. گفتند جمهوری اسلامی با همه جا سر ناسازگاری دارد. این خلاف و دروغ است. ما از قرآن یاد گرفتیم كه با آنهایی كه سر دشمنی ندارند خوشرفتاری كنیم. قرآن میفرماید كفاری كه با شما سر ستیزه ندارند شما به اینها نیكی كنید و خوش رفتاری كنید.
* اینطور نیست كه میگویند جمهوری اسلامی سر ستیزه با همه دارد، نخیر ما با هر كسی كه با ما سر ستیز ندارد مشكلی نداریم. تأكید قرآن، دشمنان است نه كسانی كه دینشان فرق میكند. گروهی از این روشنفكرنماها عنوان «دگراندیش» را در مقابل جمهوری اسلامی قرار دادند. من گفتم این مسئله ما نیست، ما با اندیشه شما كاری نداریم. دشمنی نباید بكنید. قرآن روی دشمنی تأكید میكند.
* قرآن میفرماید كسانی كه دشمن من و شما هستند را به دوستی نگیرید.
* ایجاد سلاح و اقتدار كه در قرآن آمده برای ترساندن دشمن است. بحث غیر دشمن نیست. بنابراین تكیه اسلام در مواجهه با دشمنِ فعال است. حالا این دشمنان را از اول انقلاب تجربه كردهایم. با اینكه از ابتدا جمهوری اسلامی خیلی گذشت كرد امّا توطئهها شروع شد؛ بیش از همه آمریكا و بعد دیگران.
* دو عنصر مهم برای مواجهه با این دشمنی لازم است. بنده همیشه توصیه كردهام و باز هم توصیه میكنم. یكی بصیرت و دومی صبر و استقامت. این دو عنصر اگر وجود داشت دشمن هیچ كاری نمی تواند بكند و هیچ لطمهای نمیتواند بزند و هیچ توفیقی بهدست نخواهد آورد؛ بصیرت و صبر.
* بصیرت یعنی چه؟ یعنی تیزبین بودن و راه درست را شناختن. انسان گاهی اشتباه میكند. حالا انسانهای ابتدایی و تازهكار كه احتمال اشتباهشان بیشتر است، آدمهای مجرب هم گاهی اشتباه میكنند. بایستی مراقبت كرد كه در شناخت راه درست اشتباه نكند انسان. در غبارآلودگی فتنهها بتواند راه درست را تشخیص دهد.
- صبر یعنی استقامت در این راه و زاویه پیدا نكردن با این صراط مستقیم و پای فشردن بر آن. صبر را بد معنا نكنند. البته غالباً دشمنان یا كسانی كه آگاهی ندارند صبر را بد معنا میكنند. صبر یعنی اینكه انسان متوقف نشود.
* اگر این دو خصوصیت وجود داشته باشد دشمن غالب نمیشود. یكی از راههایی كه بتوان این دو خصوصیت را در جامعه حفظ كرد، عبارت است از «تواصی». مردم یكدیگر را تواصی كنند؛ این زنجیره تواصی و توصیه به راه حق و صبر، این همه را نگه میدارد. اگر تواصی به صبر و حق در جامعه وجود داشته باشد این جامعه به آسانی دستخوش تحركات دشمن نخواهد شد. اما اگر این جریان تواصی كه زنجیره محافظت مومنان است قطع شود، قطعاً خسارت خواهد رسید.
* دشمن همین عامل مهم را هدف قرار میدهد. دو هدف را دشمن در جنگ نرم دنبال میكند. یك جنگهای آشكار نظامی و سخت و خشن هست كه حكم خودش را دارد، امّا جنگ نرم مشكلتر علاج میشود و خطرناكتر است به یك معنا. در این جنگ نرم، دشمن دو حركت را انجام دهد و دو هدف را دنبال میكند. یك اینكه این زنجیره تواصی به حق و صبر را قطع كند، دوم اینكه حقایق را وارونه نشان دهد. حقایق عالم را به دروغ وارونه نشان دهند.
* اینكه تواصی به حق و صبر و این رشته را در بین مومنان قطع كنند، این چیز خطرناكی است. كاری كنند كه مومنین همدیگر را توصیه نكنند، همدیگر را حفظ نكنند و به یكدگیر امید ندهند. اگر این جریان قطع شود خیلی خطرناك است و موجب میشود انسانها احساس تنهایی و ناامیدی كنند و ارادهها ضعیف و امیدها كمرنگ شود. جرأت اقدام از دست برود. وقتی تواصی نبود این اتفاقات میافتد.
- وقتی امیدها و جرأتها كم شد و اراده ها ضعیف شد، قهراً هدفهای عالی و متعالی كمرنگ میشود و به دست فراموشی سپرده میشود كه این افسران جنگ نرم یعنی جوانان نباید اجازه دهند چنین اتفاقی رخ دهد. باید توصیه با ایستادگی بكنند، توصیه به خسته نشده و تنبلی نكردن.
* البته امروز فضای مجازی فرصتی است برای این كار. شما جوانهای عزیز اینطور از فضای مجازی استفاده كنید برای امیدآفرینی و توصیه به حق و بصیرتآفرینی و توصیه به تنبلی نكردن. این درباره كار اول دشمن كه قطع زنجیره تواصی است.
* كار دوم آنها كه دروغگویی درباره حقیقت است و آنقدر هم با جرأت و قاطعیت دروغ میگویند كه هر كسی گوش كند فكر میكند راست میگویند. مثلاً فرض بفرمایید الان شش سال است كه همدست عرب آمریكا دارد مردم مظلوم یمن را در خانه و بیمارستان و مدرسه بمباران میكند. آنها را محاصره اقتصادی كرده و مانع رسیدن غذا و دارو به آنها میشود، شش سال است كه این اتفاق افتاده و البته با چراغ سبز خود دولت آمریكا اتفاق افتاد كه آن موقع هم دولت دموكرات سر كار بود این دولت قسیالقلب و سنگدل عرب با مردم یمن این رفتار را میكند.
* مردم یمن البته با استعداد هستند و توانستهاند برای خودشان وسایل دفاعی بوجود بیاوردند یا تهیه كنند و به بمباران شش ساله جواب بدهند. به مجرد این كار فریاد تبلیغاتی آنها بلند میشود كه ترور شد و... همه هم میگویند، سازمان ملل هم میگوید. زشتی كار سازمان ملل از آمریكا بیشتر است.
* این یك نمونه از دروغگویی آنها است. یا اینكه آمریكا بزرگترین زرادخانه دنیا را دارد و این را به كار هم بردهاند. تنها دولتی كه بمب اتم را به كار برده آمریكا ست. بعد فریاد میزنند كه ما ضد توسعه سلاحهای اتمی هستیم. مدعی هستند كه ما مخالف سلاح كشتار جمعی هستیم. بدترین و خطرناك ترین سلاح كشتار جمعی دست آنها است و استفاده هم كردهاند. در یك روز 220 هزار نفر را با بمت اتم از بین بردند.
* از مجرمی كه مخالف خودش را با ارّه تكهتكه میكند حمایت میكنند. همه عالم فهمیدند؛ سعودی ها مخالفی را به شكلی گیر آوردند و تكهتكه كردند. آمریكا از این دفاع میكند بعد میگویند طرفدار حقوق بشر هستیم.
* داعش را خود آمریكا ایجاد كرد كه خودشان اعتراف كردند. هم كسی كه ایجاد كرده بود گفت هم كسی كه رقیب اون بود گفت. خودشان ایجاد میكنند بعد به بهانه وجود داعش پایگاه نظامی ایجاد میكنند كه میخواهیم با داعش مقابله كنیم. امكانات رسانهای مدرن و پول در اختیار داعش قرار میدهد و اجازه میدهند نفت سوریه را از بین ببرند و بفروشند بعد میگویند با داعش مبارزه میكنیم.
* از حضور ایران در منطقه با بغض و كینه یاد میكنند، در حالی كه حضور ما نظامی نیست. آنجایی كه نظامیهای ما هم بودهاند مستشاری بوده. یك جایی هم كه اصلاً نظامیها هم وجود ندارند و صرفاً سیاسی است. این را بهعنوان عامل بیثباتكننده منطقه یاد میكنند. در حالی كه هرجا حضور پیدا كردهایم برای دفاع از دولت قانونی و به درخواست خودشان حضور پیدا كردهایم. امّا خودشان بدون اجازه به كشوری ورود میكنند و پایگاه نظامی ایجاد میكنند.
* البته حتماً بایستی آمریكاییها عراق را تخلیه كنند كه خواست خود آنهاست و قانون آنها است. سوریه را هم باید هرچه زودتر تخلیه كنند.
* ما باید بدانیم با این بار سنگین امانتی كه انقلاب به دوش ما گذاشته وظایفی داریم ازجمله همین تواصی به حق و صبر و شناخت دشمن و تسلیم نشدن در مقابل آن و اعتماد نكردن به این دشمن.
* سال به پایان رسید و تلاش و مجاهدت مجموعه درمانی كشور در مقابله با بلای كرونا یك سال و بیشتر از یكسال شد و لازم است هم بنده و هم آحاد مردم سپاس قلبی خودشان را به این مجموعه ابراز كنند. آنها را دعا میكنیم و سفارش میكنم كه همه دفاع كنند.
* امیداوریم خدای متعال فضل خودش را شامل ملت ایران كند و عیدی مباركی را به ملت ایران و همه مومنین عالم و امت اسلام عطا كند و همه را توفیق دهد كه به وظایف خودمان عمل كنیم و رضایت حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداه و دعای آن حضرت را شامل حال ما كند و روح امام بزرگوار و شهدا را از ما راضی كند.