پوشیده روی رخشان خورشیدم از جماران
ارتحال امام خمینی رحمت الله علیها
پوشیده روی رخشان خورشیدم از جماران
از ابر دیدگانم خون می چكد چو باران
منعم مكن كه نایم جز این داغداران
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران
كز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
هركس فروغ آن مه یك لحظه دیده باشد
وز چشم او گل مهر یكبار چیده باشد
مانند پیر كنعان هجران كشیده باشد
آن كو شراب فرغت روزی چشیده باشد
داند كه سخت باشد قطع امیدواران
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران
پایان برم به باید زین درد بی نهایت
كین قصه را نهایت، پیداست از ودایت
آن كوكب هدایت، تا رفت از این ولایت
چندت كنم حكایت، شرح اینقدر كفایت
باقی نمی توان گفت الا به غمگساران
1399/03/18
|
08:39